کلمات قصار
کلمات قصار مقام معظم رهبری
دانشگاه جهتدار و ديندار، به شدت متمايل به ارزشهاى انقلابى و اسلامى است.
دانشگاه كه قوام اصلى آن به استاد و دانشجوست، حقيقتاً پايهاى براى آيندهى كشور محسوب ميشود.
دانشگاه نظام جمهورى اسلامى، بايد كسانى را تربيت بكند كه تكيهى اين نظام، به آنها باشد. يعنى اين نظام، از لحاظ علمى و عملى و مديريت و گشودن گرههاى ريز و درشت بر سر راه زندگى اين ملت، به آنها تكيه كند.
محيط دانشگاه، بايد محيط دينى باشد. بايد اين را تأمين كنيم. و اين نمىشود، مگر اينكه شما كه رؤسا و مسئولان دستگاههاى دانشگاهى كشور هستيد ... صددرصد با تعصب دينى و انقلابى و پايبندى شديد و اصرار بر اينكه بايد دين حاكميت پيدا كند و چترى بر زندگى محيط دانشگاه بزند، اين هدف را تعقيب كنيد. از كلمهى تعصب نترسيد. تعصب جاهلى بد است. عصبيتى كه از روى جهالت نباشد، خيلى هم خوب است. عصبيت، معنايش جهالت نيست.
به نظر من، دانشجوى موفق كسى است كه خوب درس بخواند، خوب تهذيب اخلاق بكند و خوب ورزش بكند.
دانشجويان به عنوان نيروهاى متخصص در آينده كشور نقش مهمى خواهند داشت.
اگر آن استاد، يا آن مسئولى كه با اين معيارها تطبيق مىكند، مىگذاريد، اين را بايد ديگر همه احترامش كنند و واقعاً روى چشم بگذارند. دانشجو هم بايد او را احترام كند.
اگر دانشگاه ما دانشگاه اسلامى است، يكى از بزرگترين مظاهرش بايستى احترام بيش از حد معمول دنيا به اساتيد باشد؛ مخصوصاً از طرف شاگردان. شاگرد بايد به استاد، بىقيد و شرط احترام كند. اگر آن استاد بد هم است، بايد او را احترام كنند. فرض كنيد استاد كافرى را آوردند و در يك كلاس پُرحزباللهى گذاشتند. آيا اين حزباللهىها بايد به اين كافر احترام كنند، يا بايد اهانت نمايند؟ نخير، بايد احترامش كنند، از او تجليل نمايند، او را بر خودشان مقدّم بدارند؛ چون استاد آنهاست، هيچ دليل ديگر نمىخواهد. اين درحالى است كه گفتيم اين شخص اصلاً معتقد به اعتقاد اينها نيست؛ چه رسد كه استادى مؤمن و مسلمان باشد. بههرحال، احترام استاد در محيط دانشجويى و دانشگاهى بايستى خيلى محفوظ باشد.
من شنيدهام كه در برخى از محافل سياسى حساس دنيا گفته شده كه ما نخواهيم گذاشت يك ژاپن اسلامى در اين منطقه بهوجود بيايد. آن ژاپن اسلامى، شما هستيد. اين حرف بيخود هم گفته نشده است؛ براى خاطر اينكه كشور ما بر حسب آمار از لحاظ - به قول رايج معروف - نرخ سرعت رشد علمى و تحقيقى در بُرههيى از زمان و در همين چند ساله، بالاترين نرخ رشد را در دنيا داشته است.
در بعضى از مراكز سياسى يا سياسى - علمىِ امريكا گفتهاند ما نمىخواهيم يك ژاپن اسلامى بهوجود بيايد! ژاپن اسلامى يعنى شما. گفتهاند نمىخواهيم بگذاريم ملت ايران از خود پيشرفت علمى نشان دهد. اينها حركت ملت ايران را مىبينند؛ اين خودباورى را مىبينند.
آنچه موجب نگرانى است، اين است كه مبادا نيروهاى مؤمن ما، ارزش كار علمى را در اين مملكت دست كم بگيرند.
اسلام دين «علم» و «پايبندى به ارزشهاى معنوى» است.
بايد علم و پژوهش را به عنوان يك باور عمومى در بياوريم تا يك همت همگانى بر اين كار گماشته شود؛ يعنى حقيقتاً مسئلهى كل نظام بشود.
بنده چند سال است مرتب به دانشگاهها سفارش مىكنم كه بياييد توليد علم كنيد؛ كار هم دارند مىكنند، اما اين كار اگر با روحيهى علمباورى و بارور شدن ذهن انسان براى توليد علم همراه نباشد، ابتر خواهد بود.
در دانشگاههاى ما به طور جدى بايد روى آن چيزهايى كه مربوط به بخش پژوهش است، تكيه شود. مىتوان دانش فنى را وارد كرد - كمااينكه الان داريم اين كار را مىكنيم؛ دانش فنىِ يك پديدهى صنعتى را وارد مىكنيم - ليكن اين مثل آن است كه ما در چاهى آب دستى بريزيم تا بتوانيم بعد همان آب را استخراج كنيم؛ براى بلند مدت، اين كار فايدهيى ندارد؛ بايد علم از درون بجوشد؛ آن هم بر طبق آنچه كه مورد احتياج كشور است. بنابراين بايد بر جريان علم در كشور، درونزايى حاكم باشد؛ اين كار بايد در دانشگاهها جدى گرفته شود؛ افزايش سهم بودجهى پژوهش، يكى از اين كارهاست.
علم و پژوهش، براى كشاورزى و صنعت و معدن و بسيارى از بخشهاى ديگر كشور مقدمه است.
مسئلهى علم و توليد علم و شكوفا كردن استعدادها در داخل، يك امر جدى و حياتى است.
